دوره 9, شماره 30 (1396)

دوره 9، شماره 30، بهار 1396

فهرست مطالب

مقالات

هدف پژوهش حاضر بررسی سبک رهبری با فرهنگ‌سازمانی در خودکارآمدی و اشتیاق کاری کارکنان دانشگاه شهید بهشتی می‌باشد. جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه در سال 1395 بودند. نمونه آماری 108 نفر بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. پژوهش با استفاده از پرسشنامه‌های سبک رهبری باس و آولیو (MLQ)، فرهنگ‌سازمانی هافستد، خودکارآمدی عمومی و اشتیاق کاری شافولی و باکر جمع‌آوری شد. داده‌های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، روش تحلیل رگرسیون چند متغیره و تی مستقل تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج نشان داد که نوع فرهنگ‌سازمانی غالب در کارکنان دانشگاه شهید بهشتی با (2/78%) فرهنگ‌سازمانی ایدئولوژیک بود. همچنین بین سبک رهبری و فرهنگ‌سازمانی با خود-کارآمدی و اشتیاق کاری کارکنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. سبک رهبری و فرهنگ‌سازمانی قادر به پیش‌بینی خود-کارآمدی و اشتیاق کاری در کارکنان می‌باشد. همچنین بین خود-کارآمدی و اشتیاق کاری در بین کارکنان زن و مرد تفاوت معناداری به دست نیامد.

مهدی رستمی, علی آقازیارتی, ابوالقاسم خوش کنش, سمیه ملک شیخی
PDF
9-28

هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی سرمایه روانشناختی در ارتقای بهره وری کارکنان شرکت زغال سنگ طبس می باشد.

روش: این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن همبستگی است.جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان شاغل شرکت زغال سنگ طبس در سال 1393 می باشد. که از این میان200پرسشنامه به طور کامل و با دقت پاسخ داده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، پرسشنامه رجحان شغلی امابایل و همکاران(1994)  و پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی براساس مدل آچیو توسط هرسی و گلداسمیت (1980) استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است.

یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین تمام ابعاد سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که انگیزش در رابطه ی بین سرمایه روانشناختی با بهره وری شغلی نقش واسطه ای ایفا می نماید.

نتیجه گیری: جهت افزایش بهره وری در سازمان ها باید در مقوله های امید،خوش بینی،تاب آوری و خودکارآمدی کارکنان کارگاههایی توسط افراد صاحب نظر طراحی و اجرا شود

مژگان حمیدی بیناباج
PDF
29-47

هدف: کامیابی در کار، از پايه ­هاي نوين مفهومي در روانشناسی سازمانی مثبت است. داشتن انرژي و تمايل در به کارگيري دانش و مهارت در انجام وظايف شغلي(کاميابي) از عوامل مهم زمينه­ساز در ارتقاي نگرش­هاي شغلي است. پژوهش حاضر، به تبيين نقش اشتياق کاري در رابطه کامیابی در کار و نگرش­های شغلی معلمان، شامل تعهد به تدريس، رضايت شغلي و احساس تعلق شغلي پرداخته است.

روش: نمونه پژوهش حاضر،130 زن شاغل در  مدارس دولتي متوسطه دوم شهر اصفهان بوده که به روش خوشه ­ای انتخاب شده ­اند. پرسشنامه­هاي پژوهش حاضر اين موارد بوده ­اند: پرسشنامه کامیابی در کار(پوراث و همکاران، 2011)، پرسشنامه اشتياق معلم(کلاسن، یردلن و دورکسن ، 2013)، پرسشنامه رضايت شغلي معلم(پوماکی و همکاران، 2010)، پرسشنامه تعهد معلم(چان و همکاران، 2008) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه(اسکالویک و اسکالویک، 2011). پايايي ابزارها، با روش انسجام دروني ابزار مورد تاييد قرار گرفت. داده­ هاي جمع­ آوري شده با استفاده از نرم ­افزار SPSS-20 و AMOS-20، تحليل شدند.

یافته­ ها: نتايج آماري حاکي از لزوم استفاده از آزمون حداکثر درست نمايي(ML) در روش درست نمايي مقاوم ساتورا بنتلر  بود. نتايج تحليل خودگردان در الگوی نهایی پژوهش حاکی از برازش مناسب الگوی نهایی بود. در این الگو، رابطه غیر مستقیم بين کامیابی و نگرش­های شغلی با حضور اشتیاق معلم معنادار بود.

نتیجه ­گیری: نتايج پژوهش حاضر، لزوم سرمايه­ گذاري در ايجاد شور و شوق در معلمان به عنوان تربيت ­کنندگان نسل آينده را در راستاي بهبود نگرش­ هاي شغلي جريان­ ساز همچون تعهد به تدريس، رضايت شغلي و احساس تعلق شغلي نشان مي­ دهد. اگر انرژي و تمايل به کارگيري آموزه ­هاي دانشگاهي در کار(کاميابي در کار) با احساس برانگيختگي و عواطف مثبت شناختي، اجتماعي و هيجاني(اشتياق معلم) همراه شود، مي­تواند سبب ايجاد نگرش ­هايي همچون تعلق خاطر و تعهد و افتخار به شغل معلمي گردد که تاثيرات آن در محيط­ هاي آموزشي قابل مشاهده خواهد بود.

هاجر مساح, سیدحمیدرضا عریضی سامانی, مهرداد کلانتری
PDF
48-72

هدف این پژوهش بررسی تأثیر سبک رهبری اخلاقی و  عدالت سازمانی ادراک شده بر سکوت سازمانی و شناسایی روابط علّی میان این متغیر ها می باشد. روش پژوهش توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 1395-1394 به تعداد 600 نفر می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس فرمول کوکران تعداد 235 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد سبک رهبری اخلاقی کارلشون و همکاران (2011)، عدالت سازمانی ادراک شده کالکیت (2001) و سکوت سازمانی واکولا و بورادوس (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری Spss و Lisrel استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین سبک رهبری اخلاقی و عدالت سازمانی ادراک شده با سکوت سازمانی کارکنان دانشگاه ارومیه همبستگی معناداری وجود دارد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که سبک رهبری اخلاقی بر عدالت سازمانی ادراک شده اثر مثبت و بر سکوت سازمانی اثر منفی دارد. همچنین نتایج نشان داد که اثر مستقیم عدالت سازمانی ادراک شده بر سکوت سازمانی به صورت معکوس و معنی دار می باشد.

بهناز مهاجران, افشین دیوبند
PDF
73-90

هدف: هدف اصلي پژوهش حاضر پيش بيني سلامت روان معلمان بر اساس متغیرهای رضایت زناشویی، خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و وضعیت اقتصادی- اجتماعی، با میانجی گری رضایت شغلی به منظور ارایه مدل بوده است.

روش: با توجه به ماهيت موضوع و اهداف پژوهش، طرح ‏پژوهش غيرآزمايشي و از نوع همبستگي است. جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه معلمان دوره ابتدايي و متوسطه دوم شهرتهران(29468 نفر) بوده است که از ميان آنها تعداد 447 نفر با روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي براي اجراي پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوري داده هاي پژوهش از پرسشنامه سلامت ‏عمومي (28-GHQ )، پرسشنامه خودکارآمدي عمومي شرر و همکاران(1982)، پرسشنامه حمايت اجتماعي ‏واکس و همکاران (1986)، پرسشنامه رضایت شغلی دانت(1966)، مقیاس رضایت زوجیت افروز(1389) و فرم محقق ساخته(مشخصات فردي) استفاده به عمل آمد. براي تجزيه و تحليل داده هاي پژوهش از شاخص هاي آمار ‏توصيفي و آمار استنباطي (تحليل رگرسيون چندمتغيري، تحلیل مسیر) استفاده شد.

یافته ها: نتايج پژوهش نشان داد که متغیر رضایت شغلی به عنوان متغیر میانجی نمی­تواند رابطه بین متغیرهای خودکارآمدی، حمایت اجتماعی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و رضایت زناشویی را با سلامت روان میانجی گری نماید. با توجه به رابطه معنادار و مستقیم بین متغیرهای خودکارآمدی، رضایت زناشویی و وضعیت مسکن با سلامت روان می­توان گفت که مدل در سه مسیر خودکارآمدی به سلامت روان، رضایت زناشویی به سلامت روان  و وضعیت مسکن به سلامت روان برازش دارد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که متغیرهای خودکارآمدی، رضایت زناشویی و وضعیت مسکن اثر مستقیمی بر روی سلامت روان دارند و می توانند سهمی(23درصد) از واریانس سلامت روان را تبیین و پیش بینی نمایند.

نتیجه گیری: با توجه به يافته هاي پژوهش مي توان نتيجه گرفت که با بکارگيري شيوه هايي براي افزايش خودکارآمدي معلمان در دوره تربيت معلم، ارتقاي وضعيت اقتصادي- اجتماعي و افزایش رضایت زناشویی ايشان در دوره اشتغال مي توان به ارتقاي سطح سلامت روان  و افزایش رضایت شغلی در بين آنها کمک نمود.
سید صادق نبوی, فرامرز سهرابی, غلامعلی افروز, سیمین حسینیان, علی دلاور
PDF
91-115
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر فرهنگ سازمانی و ابعاد ساختار سازمانی بر عملکرد شغلی و نوآوری با میانجی گری هوش سازمانی بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 430 نفر از کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، عملکرد شغلی و نوآوری و مقیاس هوش سازمانی استفاده گردید. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار AMOS ویراست 18و SPSS ویراست 18 انجام گرفت. روابط واسطه ای در الگوی پیشنهادی با استفاده از روش بوت استراپ آزموده شدند. طبق نتایج حاصل الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار بود. یافته ها نشان دادند که فرهنگ سازمانی هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم از طریق هوش سازمانی باعث افزایش نوآوری و عملکرد شغلی می شود. همچنین متمرکز سازی فقط به طور غیرمستقیم از طریق هوش سازمانی باعث کاهش نوآوری و عملکرد شغلی می شود. از سوی دیگر رسمیت و پیچیدگی نه به طور مستقیم و نه به طور غیرمستقیم بر نوآوری و عملکرد شغلی اثر ندارند.
آسیه شاهوردی شهرکی, عبدالکاظم نیسی, اسماعیل هاشمی شیخ شبانی
PDF
116-144

این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برعلائم خستگی(ذهنی و بدنی)، شفقت خود و ذهن آگاهی کارکنان دارای سندرم خستگی مزمن دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) اجرا گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) در سال 1394  بود. بدین منظور 200 نفر از کارکنان براساس جدول کوهن و همکاران(2000)، که دارای معیارهای ورود به پژوهش بودند به شیوه تصادفی، انتخاب شدند و به پرسشنامه علائم دوپال(جیسون و همکاران،2010) و کیفیت زندگی (وار و شربن، 1992) پاسخ دادند، سپس 28 نفر که تشخیص سندرم خستگی مزمن را دریافت نمودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه 14 نفر). آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد، در مرحله پیگیری به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خستگی (چالدر، 1993)، شفقت خود(نف،2003) و ذهن آگاهی (بائر و همکاران، 2006) پاسخ دادند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند اما بر گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده گردید. یافته ها حاکی از کاهش میانگین نمرات ابعاد خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش میانگین نمرات شفقت خود و ذهن آگاهی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود(05/0p<). بنابر یافته های پژوهش، برای کاهش علائم خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش شفقت خود و ذهن آگاهی در کارکنان مبتلا به سندرم خستگی مزمن می‌توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده نمود.

 

سارا طاهری, ایلناز سجادیان
PDF
145-171