دوره 8, شماره 4

زمستان 1395

فهرست مطالب

مقالات

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز در کارکنان انجام شد.

روش: جامعه آماری پژوهش، کلیه­ی کارکنان شرکت­های مهندسی شهر اصفهان بود. نمونه شامل 200 نفر از کارکنان(78 زن و 122مرد) بود که به روش نمونه گیری خوشه­ای­ انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز و مقیاس شخصیت پیشتاز(PPS)  بود.

یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی، همبستگی و تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد، ذهنیت بی مرز و ترجیح تحرک سازمانی دو عامل مجزا و مستقل از یکدیگر می باشند. همبستگی  مقیاس ذهنیت بی مرز با مقیاس شخصیت پیشتازPPS)) 50/0به دست آمد اما بین ترجیح تحرک سازمانی و شخصیت پیشتاز ارتباطی به دست نیامد(05/0> P). همسانی درونی این مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی76/0 و در مقیاس ذهنیت بی مرز84/0و ضریب باز آزمایی به فاصله ی سه هفته در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی91/0و در مقیاس ذهنیت بی مرز90/0به دست آمد. همچنین از سویی دیگر نتایج  تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که مردان در مقیاس ذهنیت بی مرز و زنان در مقیاس ترجیح تحرک سازمانی نمرات بالاتری داشتند.

نتیجه گیری: به طور کلی می توان از مقیاس نگرش های مسیر شغلی بی مرز به عنوان ابزاری معتبر جهت سنجش نگرش به مسیر شغلی بی مرز استفاده کرد.

راضیه امینی شلمزاری, پریسا نیلفروشان
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر ادراک بی­عدالتی بر تجارب اوج اجرا شد. روش پژوهش شبه­آزمایشی و جامعه آماري پژوهش را کارکنان دو مجموعه کاری با ساختار و اهداف مشابه ­در شهر اصفهان تشكيل دادند كه از بين آن­ها دو گروه هفتاد و دو نفری (از مجموعه اول) و پنجاه و شش نفری (از مجموعه دوم) بر پایه ویژگی­های جمعیت­شناختی همتا­ انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه عدالت و بی­عدالتی گمارده شدند. ابزارهاي پژوهش شامل دو سناریوی دستکاری عدالت و بی­عدالتی و  پرسشنامه تجارب اوج (باکر، 2008) بودند. داده‌ها با استفاده از آزمون t گروه­های مستقل (برای تعیین تاثیر دستکاری اعمال شده)­ و تحلیل واریانس چند­متغیری (MANOVA) تحليل شدند. نتايج حاصل از آزمون t گروه­های مستقل نشان داد که دو سناریوی دستکاری عدالت و بی­عدالتی دارای تاثیر معنادار بر ادراک عدالت و بی­عدالتی بوده­اند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نیز نشان داد که در دو مطالعه (در مطالعه اول در غوطه­وری و جذب بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت)  بین گروه عدالت و بی­عدالتی در غوطه­وری و جذب، ­لذت و انگیزش درونی  همراه با تجارب اوج کلی تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>p). در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که از زمره پیامدهای مهم بی­عدالتی که باید به آن توجه جدی شود تضعیف تجارب اوج به عنوان یک سازه بسیار کلیدی و محوری است
Mohsen Golparvar, Fahimeh Abdoli

هدف از پژوهش  حاضر، بررسی ارتباط سرمایه روان شناختی و شادکامی ذهنی در عملکرد جنسی زنان پرستار بیمارستان­های دولتی شهر قزوین بود. روش پژوهش پس رویدادی و همبستگی بود. تعداد نمونه 285 پرستار زن بودند که به روش نمونه گیری در دسترس از بیمارستانهای دولتی انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها  از سه پرسشنامه، سرمايه روان­شناختي لوتانز و همكاران(2007)، شادكامي آكسفورد (1989 (و شاخص عملكرد جنسي زنان(2000) استفاده شد. داده ها  با استفاده از رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین سرمایه روان شناختی, شادکامی ذهنی و عملکرد جنسی رابطه معنا دار وجود دارد. نتایج ضریب رگرسیون نشان داد که سرمایه روان شناختی 18% ، متغیر شادکامی ذهنی 12% بر عملکرد جنسی پرستاران تاثیر دارد گرچه مجموعاً 21 درصد  از عملکرد جنسی پرستاران توسط این دو متغیر قابل تبیین بود. هم چنین , بررسی سئوالات فرعی پژوهش نشان داد که مولفه های امیدواری و خوش بینی سرمایه روان شناختی مجموعاً با ترکیب مولفه شادکامی ذهنی 23 درصد واریانس عملکرد جنسی پرستاران را تبیین نمودند. با توجه به یافته های پژوهش، آموزش روان شناختی با محتوای گروه درمانی و سکس تراپی برای قشر پرستاران زن پیشنهاد می شود تا عملکرد جنسی آنها بهبود حاصل کند.

سارا طاهری

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر شیوه تحلیل ارتباط محاوره­ای بر سازگاری شغلی و تعهد سازمانی انجام شد.

روش: روش تحقيق به صورت نیمه تجربي ميدانی دارای پيش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت پتروشیمی بیستون می باشد که در سال 1392 به کار اشتغال داشتند که با استفاده از روش نمونه گيری تصادفی ساده 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش پرسشنامه سازگاری شغلی پورکبیریان (1386) و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می­یر (1997) است. اطلاعات تحقیق با استفاده از نر افزار SPSS و با روش تحلیل کواریانس یک متغیره و چندمتغیره داده ها تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: یافته ها نشان داد که مشاوره گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای (TA) بر سازگاری شغلی و تعهد سازمانی تأثیر داشته است (05/0˂P) و (01/0˂P).

نتیجه گیری: با توجه به اثرگذاری مطلوب مشاوره گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره­ای در بهبود سازگاری و تعهد شغلی، اجرای برنامه های مبتنی بر این رویکرد برای ادارات و سازمان های صنعتی توصیه می شود.

کلید وازه ها: تحلیل ارتباط محاوره ای، تعهد سازمانی، سازگاری شغلی.

Ayoub moradi, Abdollah Shafiabadi, Hosein Salimi
هدف: هدف پژوهش بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی با استرس شغلی کارکنان بانک است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری آن کارکنان بانک ملی استان سمنان (470 نفر) است که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 212 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های هوش هیجانی بار‌آن (1997)، هوش معنوی آمرام و درایر (2007) و استرس شغلی HSE (2008) استفاده شده است. یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش عاطفی و هوش معنوی و استرس شغلی رابطۀ معکوس وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که تقریباً 69 درصد از واریانس استرس به‌وسیله متغیرهای هوش عاطفی و هوش معنوی تبیین می‌شود. مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که هوش عاطفی و هوش معنوی، استرس شغلی را تبیین می‌کند. نتیجه‌گیری: هوش عاطفی و هوش معنوی از عوامل مهم در کاهش استرس شغلی محسوب می‌شوند که مدیران و مسئولان می‌توانند با تقویت آنها در کارکنان به بهره‌وری بیشتر سازمان‌ها کمک کنند. همچنین به مسئولان پیشنهاد می‌شود با ارزیابی میزان هوش عاطفی و هوش معنوی افراد، کسانی را استخدام کنندکه بهرۀ بیشتری از هوش عاطفی و هوش معنوی دارند.
مریم دولتی, دکتر هادی رزقی شیرسوار

چکیده

هدف اين پژوهش، بررسي و مقايسه‌ي تأثير دو شيوه­­ي مشاوره‌ي مسير شغلي مبتنی بر نظریه های مدرن و فرامدرن بر ارزشیابی مجدد و فرونشانی به عنوان راهبردهای تنظیم هیجان در معلمان مشغول به خدمت در شهر اصفهان در سال تحصيلي 92-91 بود.

 روش پژوهش از نوع پيش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه بود. 30 معلم بهشيوه‌ي نمونه‌گيري در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفي در سه گروه مشاوره‌ي مسير شغلي مدرن،  مشاوره‌ي مسير شغلي فرامدرن و گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه 10 نفر).  داده­ها با استفاده از پرسشنامه­ی تنظیم هیجان گراس و جان(2003) گردآوری شد وبا استفاده از نرم افزارSPSS و تحلیل کواریانسو آزمون تعقیبی LSD تحلیل شد. 

معلمان گروه های آزمایش به صورت هفتگی در هفت جلسه مشاوره  شغلی مدرن و مشاوره  شغلی فرامدرن شرکت کردند.

نتايج پژوهش نشان داد که هم مشاوره‌ي مسير شغلي فرامدرن و هم مشاوره‌ي مسير شغلي مدرن بر ارزشیابی مجدد (001/0 p <) و فرونشانی (001/0 p <) تاثیر معناداری داشتند.  نتايج آزمون تعقيبي نشان داد بين دو شيوه مشاوره‌ي  شغلی مدرن و فرامدرن در تاثیر گذاری بر ارزشیابی مجدد و فرونشانی تفاوت معنادار وجود نداشت (05/0 p >).

نتیجه گیری: مشاوره  شغلی مدرن و فرامدرن می توانندارزشیابی مجدد را افزایش دهند و هم چنین می توانند و فرونشانی را کاهش دهند. 

 

معصومه اسمعيلي, زهرا امان اللهي, عاطفه تاجيك