دوره 7, شماره 4

زمستان 1394

فهرست مطالب

مقالات

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر تعدیل کنندگی عزت نفس سازمانی بر رابطه خودکارآمدی و عملکرد وظیفه به مرحله اجرا درآمد. پژوهش حاضر توصیفی و نوع آن همبستگی است و جامعه­ی آماری شامل کلیه کارکنان یک بیمارستان دولتی است که از بین آن­ها تعداد 200 نفر به عنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، شامل پرشنامه­های عزت­نفس سازمانی (پیرز و گاردنر، 2004)، پرسشنامه خودکارآمدی (شرر و همکاران، 1982) و پرسشنامه عملکرد وظیفه (باباکاس و همکاران، 1999) می باشند. داده ها با استفاده از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفتند و نتایج پژوهش نشان داد که بین خودکارآمدی با عملکرد وظیفه و عزت نفس سازمانی رابطه معنادار (01/0p<) وجود دارد. هم­چنین نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که خودکارآمدی و عزت­نفس سازمانی (18/0 =β و 05/0>p) قادر به پیش­بینی معنادار عملکرد وظیفه بوده و عزت نفس سازمانی قادر به تعدیل­ رابطه خودکارآمدی و عملکرد وظیفه میباشد  .(p<0.01) بنابراین، براساس یافته های یافته های پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گیری نمود که از طریق خودکارآمدی و عزت نفس سازمانی، می توان عملکرد وظیفه را افزایش داد. 

 

علی مهداد, حسن خردمند مشعل, افسانه تاجیک
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر نظریه هوش های‌ چندگانه گاردنر بر افزایش خودکارآمدی شغلی دانش آموزان ناشنوای هنرستانی بود. در راستای رسیدن به هدف فوق 60 نفر از دانش آموزان دختر و پسر مدارس ناشنوای هنرستانی شهر اصفهان به طور تصادفی انتخاب شدند و با گمارش تصادفی به دو گروه 30 نفری(15 نفر پسر و15 نفر دختر) آزمایشی و گواه تقسیم گردیدند. پژوهش حاضر با روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شد. پرسشنامه خودکارآمدی شغلی بتز و همکاران(1996) به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در هر دو گروه مورد استفاده قرار گرفت. آموزش به مدت سه هفته(هفته ای دو جلسه دو ساعته) برای گروه آزمایشی انجام شد. گروه گواه هیچ آموزشی را دریافت نکردند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که بین دو گروه تفاوت معناداری از لحاظ خودکارآمدی شغلی وجود داشت. نتایج به دست آمده دلالت بر این داشت که آموزش مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر خودکارآمدی شغلی دانش آموزان ناشنوای هنرستانی را به طور معناداری افزایش داده است.تلویحات نظری و کاربردهای عملی پژوهش در اصل مقاله آورده شده است.
سعید رحیمی
58-80

چکیده :

هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای ارتقاء سطح تعهد سازمانی رؤسا و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی می باشد . روش تحقیق بر پایه مفروضه های تحقیقات همبستگی و با اجرای پرسشنامه های سبک شناختی (CSI) ، منبع کنترل (راتر ،1978) ، تعهد سازمانی (ماودی و همکاران ،1979) ، و پرسشنامه محقق ساخته الگوهای رهبری روی 198 نفر به عنوان نمونه آماری از رؤسا و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی که با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده بودند ، اطلاعات لازم جمع آوری شد . بطور کلی ، نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد که براساس الگوهای رهبری ، سبک های شناختی و منابع کنترل می توان مدلی را برای پیش بینی و ارتقای سطح تعهد سازمانی ارائه کرد . نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از ارتباط مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای یاد شده با تعهد سازمانی است. و ضرایب بتا نشان داد که متغیرهای منبع کنترل درونی ، منبع کنترل بیرونی و سبک رهبری دیوان سالاری منفی ولی متغیرهای سبک تفکر تحلیلی (05/0>P و 565/0= β) ، منبع کنترل درونی (05/0>P و 361/0 - = β) ، سبک رهبری سیاسی (05/0>P و 244/0= β) و سبک رهبری مشارکتی (05/0>P و 239/0= β) معنی دار بوده و می توانند پیش بینی کننده سطح تعهد سازمانی رؤسا و مدیران باشد .

 

 

 

 

مهدی کلانتری
PDF
81-101

چالش های متنوع پیش روی کارآفرینان، لزوم پروش مشاورانی که دارای قابلیت های ویژه و شایستگیهای مورد نیاز برای ارائه خدمات مشاوره به کارآفرینان باشند را ایجاب می‌کند. توجه به قابلیت‌ها و شایستگی‌های کارآفرینانه‌ی آنان و ارتقای این شایستگی‌ها، به میزان چشم‌گیری بر موفقیت کسب‌وکار‌های کشور تأثیرگذار است. این تحقیق با هدف شناسایی ابعاد مختلف شایستگیهای مورد نیاز مشاوران کسب‌وکار انجام گرفت. روش انجام این پژوهش دارای رویکردی آمیخته بوده که روش گرد آوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه با خبرگان و در بخش کمی نیز از ابزار پرسشنامه استفاده شده است.جامعه آماری شامل مشاوران کلیه شرکت‌های خدمات فنی مهندسی، شرکت های مشاور مهندسی و کلیه مشاوران مستقل در شهر تهران هستند. شیوه تجزیه تحلیل داده ها در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمی بصورت توصیفی و مدل معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شایستگیهای «انگیزه بخشی، انرژی بخشی و امیدبخشی»، «محرمانه پنداشتن اطلاعات کارآفرینان و حفظ حقوق مالکیت فکری آنان»، «توانایی مربی‌گری، تسهیل‌گری و مدیریت بحث ها در کارگاه‌های آموزشی»، «هوشیاری نسبت به فرصت‌های جدید کاری»، «توانایی کسب اطمینان و اعتماد کارآفرینان»، «قدرت تجزیه و تحلیل مسائل»، «تخصص و دانش عمیق در یک صنعت یا بازار هدف»، «استفاده از ابزار شبکه‌سازی به منظور ایجاد و حفظ روابط حرفه­ای»، «توانایی تهیه طرح کسب‌وکار» و «هوشیاری نسبت به آخرین روند ها و تغییرات محیط» شایستگیهایی هستند که دارای بیشترین اولویت مورد نیاز مشاوران کارآفرینی بوده و نیازمند توجه و تقویت ویژه­ای می­باشند.

Mohammad Azizi, Fataemeh Hatami
PDF
102-119

هدف این پژوهش بررسی مالکیت روان‌شناختی بر عملکرد شغلی است. پژوهش پيش رو از ديد هدف كاربردي است؛ از نظر ماهيت و روش، پژوهشي توصيفي- پيمايشي از نوع همبستگي به‌شمار مي‌رود؛ هم‌چنين از جنبة زماني، مقطعي و از نگاه نوع داده‌ها، پژوهشي كمي به‌شمار مي‌رود. جامعه آماري پژوهش تعداد 460 نفر از کارکنان یکی فرودگاه‌های آموزش خلبانی بودند که با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد 210 نفر انتخاب شدند. در اين پژوهش براي سنجش مالكيت روان‌نشناختي از پرسش‌نامة مالكيت روان‌شناختي ون‌داين و پيرس(2004) و در بخش عملکرد شغلی از پرسش‌نامه‌ای عملکرد شغلی پاترسون(1970) استفاده گردید. یافته‌های تحقیق نشان داد که مالکیت روان‌شناختی با عملکرد شغلی رابطه‌ای مثبت و معنادار داشته و ابعاد مختلف مالکیت روان‌شناختی توانایی پیش‌بینی عملکرد شغلی کارکنان را دارد. بنابراین، با ایجاد احساس دلبستگی در کارکنان در جهت هم‌سو ساختن اهداف فردی با اهداف سازمانی و نهادینه ساختن حس مالکیت و تعلق، آگاهی فردی، اندیشه‌ها، آرا و عقاید و باورهای کارکنان به اهداف سازمانی می‌توان سطح عملکردی  کارکنان را تقویت نمود.

ahmad ali rohollahi
PDF
120-131