شماره 11

تابستان 1391

فهرست مطالب

علوم اجتماعی و رفتاری

هدف پژوهش حاضر بررسي رابطه هوش هيجاني و مؤلفههاي آن با فرسودگي شغلي کارکنان مرد متأهل دانشگاه آزاد اسلامي واحد بهبهان بود. روش پژوهش از نوع همبستگي و جامعه آماري کليه کارکنان مرد متأهل دانشگاه در سال 1390 بود. براي انجام پژوهش 120 نفر از کارکنان مرد متأهل به شيوه تصادفي ساده انتخاب شدند. ابزار اندازهگيري شامل پرسشنامه هوش هيجاني سيبر يا شرينگ و پرسشنامه فرسودگي شغلي مسلش (MBI ) بود. دادهها با استفاده از روشهاي آماري ضريب همبستگي پيرسونتحليل رگرسيون چندمتغيري و ساير شاخصهاي آمار توصيفي تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان داد که بين هوش هيجاني و فرسودگي شغلي کارکنان رابطه منفي و معناداري وجود دارد. هم-چنين بين مولفههاي هوش هيجاني و فرسودگي شغلي رابطه چندگانه معنادار وجود دارد و نتايج حاصل از رگرسيون به روش مرحلهاي نشان داد که همه مؤلفههاي هوش هيجاني بهجز خود انگيزي پيش-بينيکننده براي فرسودگي شغلي ميباشند.
ﻣﻨﻴﮋه اﺣﻴﺎءﻛﻨﻨﺪه, ﻋﺒﺪاﷲ ﺷﻔﻴﻊ آﺑﺎدي, ﻣﻨﺼﻮر ﺳﻮداﻧﻲ
PDF
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر امنیت شغلی و عدالت سازمانی بر قصد ترک شغل با میانجی‌گری اعتماد به مدیریت ارشد بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 340 نفر از کارکنان شرکت ملّی مناطق نفت‌خیز جنوب-منطقه اهواز بود که به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. از این تعداد 77% مرد بودند و میانگین سن آنها نیز 41 سال بود. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه‌های امنیت شغلی تِن‌هورن و رو (1988). عدالت سازمانی رحیم، ماگنر و شاپیرو (2000)، اعتماد به مدیریت ارشد مایر و دیویس (1999) و قصد ترک شغل کامن، فیچمن، جنکینز و کلِش (1979) استفاده گردید. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزارهایSPSS ویراست 18 و AMOS ویراست 18 انجام گرفت. روابط واسطه‌ای در الگوی پیشنهادی با استفاده از روش بوت استراپ آزموده شدند. یافته‌ها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده‌ها برخوردار است. برازش بهتر از طریق همبسته کردن خطاهای یک مسیر حاصل شد. از میان 7 فرضیه پژوهش حاضر 6 فرضیه مورد تأیید قرار گرفتند. آن‌گونه که نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهند، ادراک عدالت سازمانی و امنیت شغلی در کارکنان با میانجی‌گری اعتماد به مدیریت ارشد می‌تواند تأثیر چشم‌گیری بر نیتهای کناره‌گیرانه همچون قصد ترک شغل داشته ‌باشد
ﺻﺎﻟﺤﻪ ﭘﻴﺮﻳﺎﻳﻲ, ﻧﺴﺮﻳﻦ ارﺷﺪي
PDF
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر جو روانشناختی و خودارزشیابیهای محوری بر عملکرد وظیفهای و قصد ترک شغل با میانجیگری اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران (چوکا) بوده است. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده 267 نفر از کارکنان شرکت چوکا بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از الگوی معادلات ساختاری و روش بوت استراپ برای تحلیل نتایج استفاده شد. یافتهها نشان داد که جو روانشناختی هم بهطور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل و فقط از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفهای رابطه دارد. همچنین خود ارزشیابیهای محوری هم بهطور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفهای و فقط از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل رابطه دارد.
ﺳﻴﺪ اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻫﺎﺷﻤﻲ ﺷﻴﺦ ﺷﺒﺎﻧﻲ, ﻣﺤﻤﺪ اﺻﻼﻧﭙﻮر ﺟﻮﻛﻨﺪان, عبدالزهرا نعامی
PDF
پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیلکنندگی سبک رهبری ساختده - ملاحظهکار در رابطه بین جو سازمانی ادراکشده (قاعدهمحور- نوآور) و سبک تفکر سرپرست (کلنگر- جزءنگر) با ویژگیهای فردی پرداخته است. روش پژوهش آزمایشی و از دو نوع ابزار شبیهسازی (تمرین کازیه) استفاده شد. بهمنظور شبیهسازی جو سازمانی، سبک تفکر سرپرست و سبک رهبری از تمرین-کازیهای استفاده شد. تمرینهای کازیهای جو سازمانی و سبک تفکر سرپرست با بومیسازی تمرینهای فردریکسون و همکاران (1972) ساخته شد. نمونه آماری شامل 236 نفر از دانشجویان دوره لیسانس دانشگاه اصفهان در دانشکده علوم تربیتی و روان-شناسی بود؛ که با روش تصادفی انتخاب و دادههای جمعآوری شده با نرمافزار لیزرل تحلیل شدند. روش-های آماری ضریب همبستگی، تحلیل عاملی تاییدی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل تعدیلی مورد استفاده قرار گرفتند؛ یافتههای پژوهش، نقش تعدیلکنندگی سبک رهبری ساختده - ملاحظهکار در رابطه بین جو سازمانی ادراکشده و سبک تفکر سرپرست با ویژگیهای فردی تایید شد. نتایج پژوهش به اهمیت توجه به ویژگیهای فردی در جو سازمانی و سبک تفکر سرپرست اشاره میکند و لزوم توجه به سبک رهبری ساختده - ملاحظهکار بهعنوان متغیر سوم در رابطه مذکور را نشان میدهد
ﺣﻤﻴﺪرﺿﺎ ﻋﺮﻳﻀﻲ, هاجر ﻣﺴﺎح
PDF
هدف پژوهش حاضر بررسي ارتباط بين ويژگيهاي شخصيت و تعارض كار– خانواده معلمان است. روش پژوهش همبستگي و حجم نمونه شامل 100 معلم بود، كه پرسش‌نامه‌هاي شخصيتي نئو و تعارض كار– خانواده را تكميل نمودند. براي تحليل داده‌هاي پژوهش از شاخص‌ها و روشهاي آماري شامل ميانگين، انحراف معيار، t-test، ضريب همبستگي و رگرسيون چندمتغيري گام به گام استفاده شد. نتايج نشان داد بين ابعاد شخصيتي برون‌گرايي، خوشايندي، وظيفه‌شناسي و گشودگي، با تعارض كار– خانواده رابطه منفي و معني‌دار مشاهده شد. از طرفي، بين روان‌رنجور خويي و تعارض كار– خانواده، رابطه مثبت و معني‌دار وجود دارد. نتايج آزمون t، تفاوت معني‌داري را در ميزان ويژگيهاي شخصيت و تعارض كار– خانواده معلمان زن و مرد نشان نداد. نتايج حاصل از اجراي مدل رگرسيوني نشان داد كه دو بعد روان‌رنجورخويي و خوشايندي حدود 076/0 از واريانس تعارض كار– خانواده و هم-چنين بعد روان‌رنجور خويي 048/0از واريانس تعارض كار با خانواده و دو بعد روان‌رنجور‌خويي و گشودگي 092/0 از واريانس تعارض خانواده به كار، را توانستند تبيين كنند. يافته‌هاي پژوهش نشان داد بين ابعاد شخصيتي و تعارض كار– خانواده رابطه وجود دارد. همچنين، نتايج پژوهش نشان داد رابطۀ معناداري بين ويژگيهاي شخصيت و تعارض كار– خانواده در معلمان زن و مرد وجود ندارد
آﻧﺎﻫﻴﺘﺎ خدابخشی کولایی, ﻏﻼﻣﺮﺿﺎ ﺷﻴﺨﻲ, ﻣﻨﻮﭼﻬﺮ ازﺧﻮش
PDF
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش تمایزیافتگی مشاوران مدارس است. در یک طرح شبه آزمایشی با گروه کنترل، 28 نفر (21 زن و 7 مرد) از مشاوران شاغل در آموزش و پرورش شهرستان بجنورد که نمرات پایین‌تری در پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورن و اسمیت (2003) کسب کرده بودند به شیوه تصادفی انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. دوره آموزشی در 10 جلسه 5/1 ساعته با فاصله زمانی دوبار در هفته بر روی گروه آزمایش به اجرا درآمد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. یک هفته پس از پایان جلسات تحلیل رفتار متقابل، پرسشنامههای مذکور در هر دو گروه اجرا شد. دادهها از طریق کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان تمایزیافتگی مشاورینی که آموزش تحلیل رفتار متقابل را دریافت کرده بیشتر از گروهی بود که آموزش‌ دریافت نکرده بودند (05/0P<).
راضیه کرامتی, مهرانگیزز شعاع کاظمی, سیمین حسینیان
PDF
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر راهبردهای خودرهبری بر توانمندسازی روان-شناختی کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهرستان مشهد است. جامعه آماری 213 نفر از کارکنان ادارات مذکور بودند که به روش نمونهگیری طبقهای نسبی (بر حسب رسته شغلی) انتخاب شدند. و نحوه گردآوري دادهها از نوع تحقيقات توصيفي (غیرآزمایشی) و از شاخه مطالعات ميداني بود و روش انجام پژوهش پیمایشی بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه بازبینی شده خودرهبری (RSLQ) هاگتون و نک (2002) و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1995) بود که برای سنجش اعتبار محتوای پرسشنامهها از نظرات متخصصان، اساتید دانشگاهی و کارشناسان خبره استفاده شد و پایاییشان با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 82/0 و 79/0 برآورد گردید. تجزیه و تحلیل دادهها، با بهرهگیری از فنون آمار توصیفی (تنظیم جداول توصیفی، میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (رگرسیون خطی دومتغیره و تحلیل واریانس یک-راهه و آزمون تعقیبی شفه) صورت گرفت. نتایج نشان داد که متغیر خودرهبری 6/80 درصد از تغییرات توانمندسازی روانشناختی را تبیین می-کند و راهبردهای خودرهبری معطوف به رفتار، پاداش طبیعی و الگوی فکری سازنده به ترتیب 8/66، 20/0 و 9/71 درصد از تغییرات توانمندسازی روان-شناختی را تبیین میکنند. و مابین رستههای شغلی از نظر توانمندی روان-شناختی تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که تفاوت میانگین رسته پژوهشی با سایر رستههای شغلی در سطح 05/0 معنادار بود. بهعبارت دیگر، کارکنان رسته پژوهشی به نسبت سایر رستهها به لحاظ روانشناختی توانمندتر بودهاند.
اﺑﺎﺻﻠﺖ ﺧﺮاﺳﺎﻧﻲ, ﺳﻌﻴﺪ ﺳﻠﻴﻤﺎﻧﻲ, ﺟﻌﻔﺮ اﻣﻴﺮيﻓﺮح آﺑﺎدي
PDF