شماره 5

زمستان 1389

فهرست مطالب

علوم اجتماعی و رفتاری

پژوهش حاضر قصد دارد که نقش اين متغيرها را از طريق آزمون دو الگوي ساختاري (الگوي 1 و 2)، در سازمان هاي آموزشي بررسي کند. نمونه‌اي مرکب از 652 معلم مدارس ابتدايي پسرانه در 10 منطقه از شهر تهران انتخاب و داده‌ها بوسيله 3 پرسشنامه گردآوري شده. پس از بررسي پايايي و روايي سازه متغيرهاي نهفته، اثر مستقيم و غير مستقيم سبک رهبري تحولي مديران بر اعتماد معلمان به مدير و نقش ميانجيگر ادراک معلمان از عدالت رويه‌اي در دو الگو و همچنين شاخص‌هاي نيکويي برازش الگوها مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که در هر دو الگو، رهبري تحولي بر اعتماد به مدير اثر غير مستقيم و در الگوي 2، اثر مستقيم نيز دارد. همچنين در هر دو الگو، رهبري تحولي بر عدالت رويه‌اي و عدالت رويه‌اي بر اعتماد به مدير اثر مستقيم دارد و ميانجيگر معنادار رابطه رهبري تحولي و اعتماد به مدير است. مقايسه اثر ميانجيگر در هر دو الگو نشان مي‌دهد که عدالت رويه‌اي مي‌تواند نقش خود را بصورت ناکامل ايفا ‌کند. شاخص‌هاي نيکويي برازش در هر دو الگو نشان داد که الگوي 2 برازش بهتري با داده‌هاي گردآوري شده دارد. نتايج در بخش آخر مقاله مورد بحث قرار گرفته است
حسن رضا زین آبادی
PDF
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین هوش هیجانی مدیران و یادگیری سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی به منظور فراهم آوردن الگوی مناسب برای یادگیری سازمانی براساس هوش هیجانی مدیران است. جامعة آماری این پژوهش را کلیة مدیران دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می‌دهد. که از میان آنها تعداد 554 نفر مدیر و 1662 نفر کارمند به روش تصادفی چند مرحله‌ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ و پرسش‌نامه یادگیری واتکینز و مارزیک است. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیری خطی نشان داد که: 1- بین هوش هیجانی و یادگیری سازمانی (سطح سازمانی) رابطه وجود دارد. 2- الگوی یادگیری سازمانی (سطح سازمانی) براساس هوش هیجانی مدیران به قرار زیر است: 217/1 + خودکنترلی × 145/0= یادگیری سازمانی (سطح سازمانی)
فتاح ناظم
PDF
چکيده: هدف اين تحقيق بررسي ساخت، اعتباريابي و روايي سنجي پرسشنامه سنجش آسيب ها و مشكلات شغلي كارمندان شهرداري شهر اصفهان بوده است. بر اين اساس، آزمونی ساخته شد که دارای سه طبقه اصلی آسيب های درون فردی، آسيب های بين فردی و آسيب های فرافردی است و اين سه طبقه اصلی، خود دارای 18 زير طبقه مي باشد. اين مقياس محقق ساخته بر روی 166 نفر از کارمندان شهرداری شهر اصفهان (95 زن و 71 مرد) اجراء گرديد. يافته ها نشان دهنده پايايی بالای (90/0-95/0) سه طبقه اصلي و طبقات هجده گانه است. همبستگی درونی بين طبقات سه گانه ( 78/0-80/0) و معنادار گزارش شده است. محاسبه پايايي آزمون به روش آلفاي كرونباخ 96/0 گزارش شد. علاوه بر اين جهت تعيين روايي همزمان پرسشنامه آسيب شناسي شغلي، از دو پرسشنامه فرسودگي شغلي مسلش جهت روايي همگرا و رضايت شغلي JDI جهت سنجش روايي واگرا استفاده شد و نتايج نشان داد بين سه طبقه اصلی آسيب های شغلی با قسمت خستگی هيجانی پرسشنامه فرسودگي شغلي مسلش همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. نتايج نشان دهنده اين مسئله است که بين طبقات آسيب های درون فردی و بين فردی و فرافردي با نمره كل پرسشنامه رضايت شغلي همبستگي منفي معنادار 39/0—49/0- وجود دارد كه نشان دهنده روايی واگرای آزمون آسيب شناسي شغلي اصفهان است.
فاطمه السادات دیباج, فاطمه بهرامی, محمدرضا بهرامی
PDF
اين پژوهش با هدف بررسي رابطه تركيبي (رابطه چند گانه) ارزش هاي سازماني، رهبري اخلاق مدار و ارزش هاي اخلاقي با استرس و فرسودگي هيجاني به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماري پژوهش را كاركنان شركت سهامي ذوب آهن در پائيز 1388 (حدود 7000 نفر) تشكيل داده‌اند. از بين جامعه آماري فوق‌الذكر، 385 نفر به شيوه نمونه‌گيري طبقه‌اي متناسب با حجم از معاونت‌هاي اين شركت نمونه‌گيري شدند. ابزارهاي پژوهش شامل پرسشنامه ارزش هاي سازماني (با 40 سؤال و پنج خرده مقياس بنام هاي ارزش هاي اخلاقي رشدي و انساني، ارزش هاي روابط انساني و مشاركت، ارزش هاي معطوف به كيفيت و مشتريان، ارزش هاي اجتماعي برون سازماني و ارزش هاي حمايتي ـ اقتصادي)، پرسشنامه رهبري اخلاق مدار با 9 سؤال، پرسشنامه ارزش هاي اخلاقي همكارانه با 4 سؤال، پرسشنامه استرس شغلي با 15 سؤال و پرسشنامه فرسودگي هيجاني با 9 سؤال بودند. داده‌هاي حاصل از پرسشنامه‌هاي پژوهش از طريق ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون گام به گام مورد تحليل قرار گرفت. نتايج تحليل رگرسيون گام به گام براي استرس شغلي نشان داد كه به ترتيب رهبري اخلاق‌مدار (274/0 ـ =)، ارزش هاي معطوف به كيفيت و مشتريان (297/0 ـ =)، ارزش هاي حمايتي ـ اقتصادي (127/0 =) و ارزش هاي اجتماعي برون سازماني (119/0 =) داراي توان پيش‌بين معنادار (01/0 P< و 05/0 P<) هستند. نتايج حاصل از تحليل رگرسيون گام به گام براي فرسودگي هيجاني نشان داد كه بترتيب رهبري اخلاق مدار (248/0 ـ =)، ارزش هاي اخلاقي همكارانه (156/0 ـ =)، ارزش هاي معطوف به كيفيت و مشتريان (145/0 ـ =) و ارزشهاي حمايتي ـ اقتصادي (109/0=) داراي توان پيش‌بيني معنادار (01/0 P< يا 05/0 P<) هستند.
PDF
تضاد بین نقش های کار و خانواده عامل مهمی در زندگی زنان شاغل است. در رویکرد بوم شناختی رشد فرد نه محصول خود او و نه در اثر شرایط محیطی او حاصل می شود، بلکه افراد و محیط با یکدیگر تعامل همیشگی و پویا دارند و رفتار افراد نتیجه عوامل چند گانه در سطح فردی، میان فردی و در سطحی وسیع تر اجتماعی فرهنگی است .این پژوهش به منظوربررسی اثر بخشی آموزش مدیریت نقش های کار - خانواده، مبتنی بر رویکرد بوم شناختی بر افزایش خودکار آمدی معلمان زن انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، معلمان زن شاغل در آموزش و پرورش منطقه 18 شهر تهران در سال تحصیلی 89-1388 بودند. نمونه تحقیق از میان داوطلبان شرکت در این برنامه آموزشی که به فراخوان پژوهش سرا پاسخ مثبت داده بودند انتخاب شدند. از میان 38 معلم شاغل داوطلب شرکت در جلسات، 24 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر یک از گروه ها 12 نفر بودند. برخلاف گروه گواه که آموزشی را دریافت نکردند، گروه آزمایش راهبردها و مهارت های مدیریت نقش های کار- خانواده را طی 12 جلسه بر اساس رویکرد بوم شناختی آموزش دیدند. از هریک از اعضای دو گروه پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شرر و همکاران به عمل آمد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس حاکی از آن بود که آموزش مدیریت نقش های کار - خانواده مبتنی بر رویکرد بوم شناختی بر افزایش خودکار آمدی معلمان زن مؤثر بود.
فاطمه عابدینی, خدیجه آرین
PDF
هدف این پژوهش توانمندسازي (فردي، اجتماعي و اقتصادي) شهروندان زن باسواد، فاقد مهارت و شغل ساكن در حوزه تحت پوشش شهرداري است. پژوهش حاضر در حيطه تحقيقات شبه آزمايشي جاي مي‌گيرد. جامعه آماري پژوهش عبارتند از تمامي زنان ديپلم، فوق‌ديپلم، ليسانس و بالاتر فاقد مهارت و شغل ساكن در منطقه‌ی چهار شهرداری تهران كه در دامنه سني 20 تا 55 سال قرار دارند. تعداد 150 نفر به عنوان گروه نمونه تحقيق در نظر گرفته شدند كه 100 نفر به عنوان گروه آزمايش تحت آموزش قرار گرفتند و 50 نفر ديگر كه از توانايي‌هاي فوق‌الذكر نيز برخوردار نبودند، تحت آموزش قرار نگرفتند و به عنوان گروه كنترل مورد بررسی قرار گرفتند. براي پاسخ به سؤالات پژوهش، از 5 پرسشنامه تحت عناوین: اطلاعات فردي، آماده‌سازي شغلي، مهارت‌هاي زندگی،‌اجتماعی و كسب و كار (کارآفرینی) و توانمندسازي استفاده شد و براي تجزيه وتحليل داده ها، مدل آماري ANCOVA نیز به کار گرفته شد. یافته ها نشان می‌دهند كه آموزش‌های آماده‌سازي شغلي، مهارت‌های زندگی، اجتماعی وکسب وکار (کارآفرینی) بر توانمندسازی شهروندان زن مؤثر است.
شهناز طباطبایی, فریبا روایی
PDF